خاتمه (ابیات از 999 تا ۱۰۰۷)

چون بیان احوال و ارشادات به غایت و کمال رسید در مورد خاتمۀ کتاب و نام آن مطالبی به شرح زیر بیان می دارد

999  ازآ ن گلشن گرفتم شمه ای باز

       نهادم نام او را گلشن راز

یعنی ازمعارف آن گلشن کمال که از مشاهدۀ روی آن مظهر حسن به آن راه یافتم، شمه ای باز گرفتم. مقصود شیخ آن است آنچه به رشته تحریر و تقریر درآمده است. از معارف آن گلشن کمال است که از مشاهدۀ روی او حاصل شده است. البته این مطالب شمه ای از آن گلشن کمال است، چون وصف کامل آن میسّر نیست و همچنین مطالبی که بیان داشته ام بر گرفته از آن گلشن است، نام کتاب را گلشن راز نهادم.  

بقیه مطلب را در ادامه نوشته بخوانید.

ادامه نوشته

اشارت به بت ترسا بچه (ابیات ۹۷۲ تا ۹۹۸)

اشارت به بت ترسا بچه (ابیات ۹۷۲ تا ۹۹۸)

در بیت قبل توضیح داده شد که مراد از ترسابچه، شیخ مرشد کامل و صاحب زمان است و از او به بت تعبیرمی شود و به واسطۀ آنکه توجه جمیع موجودات خواه به صورت طبیعی و خواه به صورت ارادی و اختیار به جانب اوست.

972   بت ترسابچه نوری است ظاهر 

  که از روی بتان دارد مظاهر

بت ترسابچه که کامل زمان است به واسطۀ  نور وحدت، ظاهر، روشن و تابان است. او از روی بتان دیگر که هر کدام کامل زمان خود بودند، مظاهری دارد. این کاملان، اقطاب و افراد زمان خود هستند و در هر زمان که تجلی و ظهور نمایند، تمام عالم دانسته یا ندانسته یعنی به اختیار یا غیر اختیار به او توجه دارند.

بقیه مطلب را درادامه نوشته بخوانید.

ادامه نوشته

تمثیل در مورد اطوار سیر و سلوک (ابیات ۹۳۶ تا ۹۷۱)

چون در ابیات قبلی در مورد قطع تعلق انسان از کدورات طبیعی جسمانی بحث کرد و فرمود، قطع آن ها موجب عروج انسانی به عالم علوی است، در اینجا ابیاتی در مورد کیفیت ارتقاء انسان به مراتب علّیّه دارد.

936  بود محبوس طفل شیر خواره

      به نزد مادر اندر گاهواره

شخصی که از نفس ناسوتی خلاص نیافته مانند طفل شیرخواره ای است در نزد مادر که مراد از آن عناصر است شیر مألوفات طبیعی را می خورد و محبوس در گاهواره تن می باشد.

بقیه مطلب را در ادامه نوشته بخوانید.

ادامه نوشته

اشارت به ترسایی (ابیات ۹۳۰ تل ۹۳۵)

چون از پاسخ سوال بت و زنّار فارغ شد اکنون به پاسخ ترسایی شروع می نماید.

930 زترسایی غرض تجرید دیدم

    خلاص از ربقۀ تقلید دیدم

تجرید و تفرید از علایق دنیوی و طبیعی بر حضرت عیسی(ع) غالب بود. لذا شیخ می فرماید: غرض ارباب کمال از ترسایی که عبارت از متابعت حضرت عیسی (ع) است، تجرید از قیود، رسوم، عادات و خلاصی از ربقة یعنی بند تقلید می باشد. هر کسی گرفتار قید تقلید باشد، از عبادت حقیقی محروم است بدین سبب، مرد وارسته می خواهد از قیود تقلید خلاصی یافته تا به مقامِ اطلاقِ توحیدِ حقیقی برسد.

بقیه مطلب را در ادامه نوشته بخوانید.

 

ادامه نوشته

اشارت به زنّار  (ابیات ۸۸۴ تا ۹۲۹)

هر چند در بیت 866 به طریق اجمال فرمود که زنار اشاره به بستن عقد خدمت است در این قسمت به تفصیل بیان می کند.

884   نظر کردم بدیدم اصل هر کار

   نشان خدمت آمد عقد زنار

یعنی از روی کشف و یقین در اصل هر امور نظر کردم، دانستم که مقصود از آن چه بوده، متوجه شدم، عقد (بستن) زنار نشان خدمت، طاعت و عبادت بوده است.

بقیه مطلب را در ادامه نوشته بخوانید.

ادامه نوشته

سوال هفدهم در مورد بت ، زنار و ترسایی (ابیات ۸۶۶ تا ۸۸۳)

سوال هفدهم در مورد بت ، زنار و ترسایی (ابیات ۸۶۵ تا ۸۸۳)

در این سؤال سایل از الفاظی دیگر که ارباب کمال به آن متکلم می شوند از شیخ سؤال می کند و این کلمات عبارتند از بت، زنّار و ترسایی

865  بت و زنار و ترسایی در ین کوی

      همه کفر است و گر نه چیست بر گوی؟

بت، زنار و ترسایی در این کوی یعنی در کوی ارباب حال و اهل کمال کفر است و اگر کفر نیست تو بگو، ارباب حال از این الفاظ چه مقصودی دارند؟ در ابیات زیر به این سؤال پاسخ می دهد.

بقیه مطلب را درادامه نوشته بخوانید.

 

 

ادامه نوشته

«اشارت به خرابات»  (ابیات ۸۳۹ تا ۸۶۴)

خرابات اشاره به وحدت اعم از وحدت افعالی، صفاتی و ذاتی است که ابتدای آن عبارت از مقام فنای افعال و صفات و نهایت آن، فنای ذات است است. خراباتی، افعال، صفات و همه ذوات جمیع اشیاء را محو افعال، صفات و ذات الهی دانسته، هیچ صفتی را به خود یا دیگران نسبت نمی دهد. ابیات زیر در مورد تعریف خرابات و خراباتی است.

بقیه مطلب را در ادامه نوشته بخوانید.

ادامه نوشته

جواب سؤال شانزدهم دربارۀ اشارات عرفا(2) (ابیات ۸۰۶ تا ۸۳۸)

(شراب، شمع، شاهد)

شیخ ابتدا از بیت ۸۰۶ تا بیت ۸۳۸ به پاسخ سؤال در مورد شمع، شاهد و شراب پرداخته، سپس به پاسخ سؤال مربوط به خرابات خواهد پرداخت.

806    شراب و شمع و شاهد عین معنی است

   که در هر صورتی او را تجلی است

شیخ می گوید: اگر به شراب، شمع و شاهد بنگریم، عین معنی است، زیرا آنچه که در جمیع اشیاء تجلی نموده است، حقیقتی است که غیر آن حقیقت، موجود حقیقی دیگری نیست، برای اینکه غیر حق، عدم و نمود بی بود می باشد و تمام موجودات در واقع عین آن معنی و حقیقت می باشند.

نکته ای که ذکر آن در اینجا لازم است، این است که شیخ جواب این سؤال را بر طریق مشرب عرفانی شیخ محی الدین ابن عربی بیان فرموده اند. سؤال قبلی هم که در مورد چشم، لب، زلف، خط و خال بود، می توانست جوابش بر همین سیاق  باشد ولی در آنجا بر این سیاق پاسخ نداده اند، علتش در طرح خود سؤال است، چون در آن سؤال، سایل بیان فرموده بود که «چه خواهد مرد معنی زان عبارت» سیاق این سؤال نشان می دهد، سایل آن معانی خاص را می طلبد که آن ها بر ارباب حال منکشف بوده و بر آن روش عاملند، در صورتی که سیاق سؤال اخیر به نحوی است که سایل می خواهد بداند، معانی این الفاظ در مشرب عرفان چیست و فعلاً کاری بر آن ندارد که آیا معانی موارد اخیر برای اهل حال معلوم است یا نیست یا به آن ها عاملند یا نه. این تفاوت از سیاق سئوالات به خوبی مشخص می شود. البته شیخ در بیت بعدی جواب سؤال بر سیاق اهل حال را نیز پاسخ خواهد داد.

بقیه مطلب را در ادامه نوشته بخوانید.

ادامه نوشته

شانزدهمین پرسش دربارۀ اشارات عرفا«2» (شرح ابیات از 805 تا 864) (شراب، شمع، شاهد و خرابات)

 شیخ چون از سؤال قبلی فارغ شد، به پاسخ سؤال دیگر سایل در مورد شراب، شمع و شاهد به طریق مشرب عرفان و همچنین به طریق ارباب حال می پردازد.

805    شراب و شمع و شاهد را چه معنی است؟

       خراباتی شدن آخر چه دعوی است؟

سایل می پرسد: شراب، شمع و شاهد که در منظوم و منثور بر زبان ارباب حال و کمال جاری می شود، چه معنی دارد و مرادشان از این الفاظ چیست و از خراباتی شدن که ایشان می گویند، چه دعوی و خواسته ای دارند.

اشارت به خال (ابیات ۷۹۱ تا ۸۰۴)

 بدان که مبدأ و منتهای کثرت، وحدت است و خال اشاره به آن است، چون خال بر روی محبوب است، لذا فرموده است.

791 برآن رخ، نقطۀ خالش بسیط است

    که اصل و مرکز دور محیط است

قبلاً بیان گردید که مراد از رخ محبوب، مظهر حسن خدایی است و حسن و جمال الهی نیز مجموع کمالات اسماء و صفات است که لازمۀ ذات الهی  است. مراد از خال نیز نقطه وحدت می باشد. در وحدت هیچگونه تعدد و انقسامی وجود ندارد و بسیط می باشد و وحدت که بسیط است انبساط پیدا کرده، در مظاهر و مجالی غیر متناهیه ظهور می کند. وحدت حقیقی که همان اصل وجود می باشد دور محیط هست، یعنی دایرۀ احاطه کننده کل موجودات و ممکنات است و به عبارتی دیگر کل موجودات در یک چیزی مشترکند و آن عبارت از همان اصل وجود می باشد. اصل و مرکز این دور محیط نیز همان نقطه وحدت است که به خال تعبیر شده است، پس معنی بیت چنین خواهد بود: بر رخ زیبای محبوب که عبارت از حسن و جمال الهی است، نقطۀ خال که همان نقطۀ وحدت است، قرار گرفته است و این نقطه وحدت اصل و مرکز دایرۀ احاطه کننده موجودات یعنی وجود حقیقی می باشد.

بقیه مطلب را در ادامه نوشته بخوانید.

ادامه نوشته